تقدیم به پدر و مادرهایی که بدجوری به فکر تربیت فرزندانشان هستند...!
- (صدای درب شنیده شد) آقا رضائیان...
- چی میخوای آقای X؟
- آقا ببخشید، آقا رضائیان هستند؟
- آره، داخل اتاقه؛ (صدای آقای مدیر کمی بلندتر شد؛ انگار صدایم می زد) آقای رضائیان...
- بله...
- آقای رضائیان، بی زحمت، این X کارتون داره...
- (صدایم کمی بلند تر شد؛ صدایش زدم) بیا ببینم X...
- آقا، میشه شما بیاین؟
- (از پشت رایانه بلند شدم و راه افتادم به سمت اتاق بغلی... اتاقی که در آن بودم اتاقی بود که هر که میخواست وارد آن شود، می بایست ابتدا وارد اتاق بغلی می شد...)
- جانم؟
- آقا، کارتون داشتم...
- بگو ببینم...
- (با نگاهش زیر چشمی به من گفت اینجا نمیشود؛ یعنی در حضور مدیر؛ و بعداً البته فهمیدم از نظر او در حضور هیچ کس الا من)
- (دستم را به پشت کتفش گذاشتم و به سمت بیرون راندمش) بیا ببینم...
(و از دفتر بیرون رفتیم؛ تا حیاط مدرسه بردمش؛ به حیاط که رسیدیم روبریش ایستادم)
- جانم؟ چیزی شده؟
- (این طرف و آن طرف را نگاهی کرد و مطمئن شد کسی نیست) آقا... آقا... یه مطلبی هست... خدا میدونه فقط.... فقط روم شد با شما در میون بذارم... خدا میدونه با خودم خیلی کلنجار رفتم... اما... اما فقط شما رو به خودم نزدیک دیدم...
- جانم... بگو...
- آقا، من از دست پدر و مادرم ناراضی ام....!
- (با تعجب نگاهش کردم) ها؟
- آقا، من از دست پدر و مادرم خیلی ناراحتم...
- چرا؟
- آقا، پدرم با اصرار مادرم... یه ماه پیش... یه ماه پیش...
- یه ماه پیش چی؟
- یه ماه پیش... یه ماه پیش ماهواره خرید و آورد خونه... آقا من خیلی از این کار اونا ناراحتم... آقا انگار اصلاً حواسشون نیست که اونا تو خونشون دختر و پسر مجرد دارن... آقا... بعضی شبا خیلی عصبانی میشم... بابام ادعاش میشه مذهبیه... مادرم هم نماز شب میخونه... آقا، میشینن دور هم، بابا و مادر و خواهرم، از فلان شبکه سریال می بینن؛ اونم چه سریالایی... وضع ظاهریشون که هیچ، نه لباس درست و حسابی تنشونه، همش عشق و عاشقی و ارتباط بین نامحرم، دختر با پسر، زن شوهردار با یه مرد دیگه ...
(و گفت و گفت و من هم شنیدم...)
بماند که من به او چه گفتم؛ اما...
آهای پدر و مادرهایی که دارید با دست خودتان فرزندانتان، آینده شان، جامعه تان، دین تان، دنیایتان، آخرتتان، دین فرزندانتان، عاقبت فرزندانتان، آخرت فرزندانتان، دنیای فرزندانتان و این ها را به باد فنا می دهید،
برایتان متأسفم...
و حلالتان نمی کنم...
به خدای لا شریک قسم فردای قیامت با تمام گناهان خویش از شما نزد خداوند متعال شکایت خواهم کرد...
آنقدر از دستتان عصبانی هستم که به خدای احد و واحد می خواهم ناسزا بگویم بهتان...
----
این را بدانید:
* آن پدرانی که به خانه شان اسباب فساد می برند، در تمام گناهانی که فرزندانشان از آن آموزه ها مرتکب می شوند شریک اند؛ در تمام گناهانی که دیگران به ازای ترویج آموزه های فرزندانشان مرتکب می شوند شریک اند؛
* آن مادرانی که به وجود اسباب فساد در خانه شان رضایت می دهند، در تمام بی عفتی که در اثر آموزه های این چیزها از فرزندانشان سر می زند شریک اند؛ در تمام بی حیایی که فرزندانشان نسبت به دیگران از خود بروز می دهند شریک اند؛
می پرسید کدام بی عفتی؟
واقعاً ابلهانه است این سوال...
شعور هم چیز خوبیست...
دور هم می نیشنید سریال های ترویج عشق مثلثی می بینید و خیالتان راحت است بچه من نه... آن مرغ همسایه است که غاز است...
شما تا کجا با ذهن فرزندانتان همراهید؟
چقدر مطمئنید که نگاه فرزندان شما از قاب تلویزیون که برداشته می شود، دیگر دنبال چیزی نیست؟
من برایتان بگویم؛ من نه؛
« ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد »
آهای مادر و پدر باشعور...
در کنار تو فرزندت نگاه می کند به بدن نیمه عریان جنس مخالف، آن وقت آسوده ای که وقتی او در خیابان راه می رود چشمش دنبال ... نباشد...
چقدر احمقانه...
در کنار تو فرزندت نگاه می کند به رابطه ی آسوده ی نامحرم با نامحرم، آن وقت آسوده ای که او محرم و نامحرم را رعایت می کند و در خیابان به ناموس مردم کاری ندارد...
چقدر بی شعورانه...
در کنارت فرزندت نگاه می کند به ....
خیال می کنی برای پسرت غیرت می ماند؟
وقتی پسرت در خیابان بیافتد دنبال دختر مردم و عین خیالش نباشد که دارد حرام خدا را حلال می کند، مطمئن باش که اگر روزی پسری دنبال دخترت افتاد پسرت بر و بر نگاه می کند و عین خیالش نخواهد بود...
تو خودت با دست خودت داری پسرت را بی غیرت می کنی و دخترت را بی حیا...
به خدای احد و واحد حلالتان نخواهم کرد...
چه کرده اید با فرزندانتان...
ببینید کار به جایی می رسد که فرزند، از بی شعوری پدر و مادر زبان به شکوه باز می کند... معلوم نیست این بچه چقدر به هم ریخته است که راضی شده آبروی نداشته ی پدر و مادرش را اینگونه نزد یک غریبه بریزد، شاید کمی آرامش بیابد... شاید کسی کاری بکند... شاید یکی پیدا شود و او را از منجلابی که پدر و مادر برای آینده ی او، برای دنیای او، برای آخرت او، برای عاقبت او فراهم کرده اند نجات دهد...
از شما نمی گذرم...
به خدا قسم شما پدر و مادر بی غیرت شده اید که فرزندتان بی حیا شده است... به خدا قسم شما خدا را فراموش کرده اید که فرزندتان پشیزی برای خدا ارزش قائل نیست...
با این کارهایتان آن وقت توقع دارید فرزندتان نمازش قضا نشود...
بروید... بروید که از شما عصبانی ام...
خنده ام می گیرد.
مادری آمد مدرسه سراغ اوضاع فرزندش را از من گرفت؛ پرسید نظرتان راجع به امیر چست؟ شرمم آمد سرم را بالا بیاورم...
با همان حال پرسیدم: « شما در خانه ماهواره دارید؟ »
ملتهب شد... مِن مِن کنان گقت: « بله »
گفتم: « هیچ نظری ندارم... »
به هم ریخت. گفت: چرا؟
گفتم: به هر حال وجود چنین چیزی در خانه شما در نگاه بنده هیچ برآوردی از فرزندتان ایجاد نمی کند...
(در نهایت حماقت و نادانی) گفت: نه آقای رضائیان، من حواسم به امیر هست... امیر فقط این کانال های موزیک رو میبینه...
(در دلم پوزخندی زدم و) گفتم: شما فکر می کنید تماشای شو هیچ مشکلی ندارد...؟
گفت: نمی دانم؛ چطور؟
گفتم: خانم Y، همین بس که در همین شو ها فرزند شما می بیند دختری در کنار پسری است؛ این به او می گوید من دوستت دارم، او به آن می گوید من دوستت دارم؛ این به او می گوید من عاشقت هستم، او به آن می گوید من عاشقت هستم... بعد فکر می کنید بچه ی شما آدمیزاد نیست و دلش نمی خواهد... ؟(در چشمانم غضب جاری کردم و نگاهم را بالاخره بالا آوردم) خانم Y، قید عفت، حیا، غیرت، حلال و حرام خدا، خود خدا، دین، عاقبت، آخرت، دنیا، آینده و همه چیز امیرتان را بزنید... بدانید، دشمن ما آنقدر شعور دارد که وقتی ترانه می سازد، وقتی شو می سازد، وقتی موزیک می سازد، از قِبَلِ آن ها هم اهداف شوم و کثیف خود را دنبال می کند... خیال نکنید که شو، و مخصوصاً برنامه هایی که خانواده را پای آن می نشاند بی نیت ساخته و پخش می شوند...
خیال نکنید آن ها به فکر سرگرم کردن شما هستند...
خیال نکنید آن ها به فکر آینده فرزندانتان، عاقبتشان، آخرتشان، دنیایشان، زندگیشان و بهروزی حالشان هستند... به خدا قسم نه...
و گفتم و گفتم...
و آن مادر رفت....
و چه بسیارند از این پدر و مادرها در امروز جامعه ی ما...
نمیدانم چقدر شعورمان می رسد؛ اما بدانیم:
این جمله، جمله ایست از سخنان « فونتن »، مشاور سابق « مک کین »، و محقق ارشد مرکز امنیت آمریکای جدید که بیانگر برنامه های آشکار آمریکا و غرب در پروژه ی جنگ نرم علیه ایران می باشد:
« تصمیم گرفتیم به جای بمباران ایران، آدرس های اینترنتی ( و ماهواره ای ) خارج از دسترس دولت ایجاد کنیم ...»
جالب است بدانید این برنامه ها با تخصیص رسمی بودجه ی 55 میلیون دلاری از سوی دولت و کنگره آمریکا عملی می گردد...
اعداد و ارقام این جدول گریه آور است...:
|
ردیف |
موضوع شبکه های فارسی زبان |
میزان بازدید کننده در روز |
|
1 |
برنامه های اجتماعی (خانواده محور) |
110 میلیون نفر |
|
2 |
برنامه های شو و موزیک |
98 میلیون نفر |
|
3 |
برنامه های سینمایی |
80 میلیون نفر |
|
4 |
برنامه های خبری |
70 میلیون نفر |
|
5 |
برنامه های مستند |
35 میلیون نفر |
|
و... |
... |
... |
حالا سهم ایران و ایرانی شیعه، چقدر است... خدا می داند...
استاد رائفی پور میگفت: « این دعاهای فرج ما، مثل دعوت نامه های کوفیان است به امام حسین (ع)؛ به یقین با این حال و روزی که ما داریم هم اگر مهدی (عج) ظهور کند، دست به شمشیر خواهیم برد و او را خواهیم کشت... وقتی در یک صفحه اینترنتی چشمم به یک فیلم غیراخلاقی جنسی که صحنه هایی بوده احتمالاً از تجاوز به یک دختر ایرانی شیعه، بیش از 1000 بازدید کننده و بیش از 900 نظر وجود داشت که در میان نظرات تنها یک نظر مخالف وجود داشت، این همان حالیست که کوفیان زمان حسین (ع) داشتند... »
آهای پدرها و مادرها،
قسمتان می دهم به دندان شکسته ی پیامبر (ص) که دردش را به بهانه ی هدایت بشر تحمل کرد،
قسمتان می دهم به آن زخمی که در جنگ احد از دست کافران بر تنش وارد آمد و آن را به خاطر هدایت ما به جان خرید،
قسمتان می دهم به فرق امیرالمؤمنین (ع) که در راه هدایت ما در هنگام نماز شکافته شد،
قسمتان می دهم به پلوی شکسته از ضرب لگد مادرمان حضرت زهرا (س) که به خاطر هدایت ما آزرده شد،
قسمتان می دهم به صورت نیلی مادرمان حضرت زهرا (س) که در راه هدایت ما متحمل سیلی از دست کثیف ترین، نجس ترین، منحوس ترین، حرام زاده ترین، زنازاده ترین فرد روزگار (علیه العنة من الأزل الی الابد) شد،
قسمتان می دهم به جگر امام مجتبی (ع) که در مقابل چشم فرزند و خواهر و برادرش در راه هدایت ما پاره پاره شد،
و قسمتان می دهم به جان حسین (ع)، که در راه هدایت ما، در راه زنده ماندن اسلام،
آماج تیر و نیزه و شمشیر و سنگ قرار گرفت،
تنش پاره پاره شد،
سرش از تنش جدا شد در حالیکه هنوز جان در بدن داشت و چشمانش می دید،
فرزندان و خانواده اش در مقابل چشمانش یکی یکی به شهادت رسیدند و پرپر شدند،
بدنش لگدمال سم مرکب حرامزاده ترین افراد روزگار گردید،
و....
شما را به خدا به خود بیایید. کمی مواظب باشید. اینقدر بی خیال نباشید. حواستان را بیشتر جمع کنید. قیامت و آخرتتان را به این سادگی نسوزانید. فرزندانتان را بدبخت نکنید... و...
و اگر حال و روزتان همانی بماند که بود، به وحدانیت خدا قسم از شما نخواهم گذشت و به اندازه ی حقی که به گردنتان دارم، حلالتان نخواهم کرد...
چرا که انقلاب ما از قِبَل این بی خردی ها بسیار ضربه خورده و آسیب دیده است...
به خود بیایید که خداوند در قرآن، این کتاب مستحکم الهی فرموده است:
« والعاقبة للمتقین »
یا حق
برگرفته از : http://sokhanesookhteh.blogfa.com/
سخنی از بصیرت :
دوستان عزیز یکی از بزرگترین توجیهات برای خرید ماهواره و استفاده از آن این است که ماهواره مانند چاقو است هم می توان از آن استفاده درست کرد و هم استفاده نادرست
این حرف به ظاهر صحیحی است اما آیا میدانید برداشتی که از این مثال شده یک مغالطه است
به این صورت که درست است که از چاقو می توان هم استفاده صحیح نمود و هم استفاده نا صحیح اما اگر این چاقو را به دست کودکی بدهیم که نه شیوه استفاده از آن را می داند ونه کنترل اعضای خود را دارد مطمئنا به خود آسیب می زند و چه بسا اگر مراقبش نباشیم جان یا سلامتی خود را از دست می دهد
حال به وجدان خود رجوع کنیم ببینیم آیا اکثریت قریب به اتفاق ما در مقابل ماهواره مانند کودک در مقابل چاقو هستیم یا نه ؟
آیا میتوانیم خود را کنترل کنیم وحتی از روی کنجکاوی به شبکه های فاسد سر نزنیم ؟
اصلا مگر مضرات استفاده از ماهواره فقط شبکه های مستهجن آن است ؟
آیا میدانید چند نفر تا کنون دید خود به اسلام وتشیع را به دلیل مشاهده کانال های ماهواره ای از دست داده اند یا حد اقل در ایمان سست شده اند مطمئنا نمی توان آماری داد اما شما که قصد تهیه ماهواره را دارید خود بروید و افرادی را که سالهاست ماهواره دارند مشاهده کنید و با کمی دقت خواهید فهمید که عقاید آنها نسبت به قبل تغییری داشته یا نه یا میزان شرکت آنها در مراسم های مذهبی کمتر شده یا نه ؟!!!!!!!!!
اگر به خود رحم نمی کنید به فرزندان همسر خود رحم کنید
آیا می دانید بزرگترین علت انحراف زنان شوهر دار و عادی شدن روابط نا مشروع دیدن ماهواره است ؟
حافظ وظیفه تو دعا کفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید














