امام صادق (ع) : هرکه حقیقت را از راه قرآن نشناسد از فتنه ها دور نخواهد ماند
(بحار الانوار ج ۲ ص ۲۴۲)
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در دوشنبه 1 خرداد1391 ساعت 12:39 موضوع آیات و روایات | لینک ثابت
گزارش جهان ؛ وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ میکند... بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:
"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاههای بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشمتان روز بد نبیند... آنقدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوقالعاده خراب بود. آرایش آنچنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.
اخلاقشان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمیدادند، فقط میخندیدند و مسخره میکردند و آوازهای آنچنانی بود که...
از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...
دیدم فایدهای ندارد! گوش این جماعت اناث، بدهکار خاطره و روایت نیست که نیست!
باید از راه دیگری وارد میشدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا برمیآمد...
سپردم به خودشان و شروع کردم.
گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!
خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟
گفتم: آره!!!
گفتند: حالا چه شرطی؟
گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی میبرم و معجزهای نشانتان میدهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راهتان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.
گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟
گفتم: هرچه شما بگویید.
گفتند: با همین چفیهای که به گردنت انداختهای، میایی وسط اتوبوس و شروع میکنی به رقصیدن!!!
اول انگار دچار برقگرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آنها سپردم و قبول کردم.
دوباره همهشون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...
در طول مسیر هم از جلفبازیهای این جماعت حرص میخوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک میخواستم...
میدانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آنها بیحفاظ است...
از طرفی میدانستم آنها اگر بخواهند، قیامت هم برپا میکنند، چه رسد به معجزه!!!
به طلائیه که رسیدیم، همهشان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آنها که دستبردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخیهای جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خندههای بلند دست برنمیداشتند و دائم هم مرا مسخره میکردند.
کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که اینجا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگهای نمیبینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...
برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچهها خواستم یک لیوان آب بدهد.
آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...
تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمیشود! همه اون دخترای بیحجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت میداد...
همهشان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه میزدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همهشان را گرفته بودند. چشمهاشان رنگ خون گرفته بود و صدای محزونشان به سختی شنیده میشد. هرچه کردم نتوانستم آنها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آنجا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آنها را از بهشتیترین خاک دنیا بلند کردم ...
به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسریها کاملا سر را پوشاندهاند و چفیهها روی گردنشان خودنمایی میکند.
هنوز بیقرار بودند... چند دقیقهای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت میکردند...
پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.
سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کردهاند و به جامعهالزهرای قم رفتهاند ... آری آنان سر قولشان به شهدا مانده بودند ..."
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ساعت 12:48 موضوع سایر موضوعات | لینک ثابت
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ساعت 9:19 موضوع حجاب | لینک ثابت
مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند
(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم)
مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست احتمالاً فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد
(تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم)

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد
(تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم)
(تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم)
خیابان فرعی است و هیچ بار ترافیکی ندارد ولی باز می آید پشت سر ماشینم و بوق میزند. منتها الیه سمت راست حرکت می کنم ولی باز می آید و پشت سرم چراغ میزند تا راه را برایش باز کنم. نمی خواهد عروس ببرد ولی دائم چهار سو می زند و نگاه مرموزش منتظر است تا جوابی ببیند یا بشنود...
(تقصیر خودم بود باید داخل خانه می نشستم)
اما نه، می روم! ولی از این به بعد برای باران بد شانسی ها فکری می کنم و به نظرم چتر بهترین گزینه است.
برگرفته از : http://efaf.mihanblog.com
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ساعت 9:1 موضوع حجاب | لینک ثابت

امیر المونین علی (ع) : هر که برای برادرش چاهی بکند خود در آن افتد و هرکه پرده (حرمت) دیگری را بدرد عیبهای درون خانه خودش برملا شود . (بحار الانوار ج 2 ص 321 )
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ساعت 9:23 موضوع آیات و روایات | لینک ثابت
برای مشاهده تصاویر به ادامه مطلب بروید
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ساعت 11:45 موضوع تصاویر | لینک ثابت
میشل هوئیلیک نویسنده اسلام ستیز فرانسوی اعلام کرده است؛ "جنگ بر ضد اسلامگرایی یا کشتن مسلمانان فایدهای ندارد. فقط با فاسد کردن آنها میتوان به پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان مانتو و لباسهای کوتاه فرو بریزیم."
و اینک من.... دختر ایران زمین آمدم که .....
لطفا به ادامه مطلب بروید
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ساعت 11:32 موضوع حجاب | لینک ثابت
تک تک لحظات و زمانهای عمرمان درست مانند گردوها ی آن مرد ساده دل یکی یکی و مفت از کفمان خارج میشود . شاید تک تک لحظات وقت ما قیمتی نداشته و هیچ باشد اما وقتی جمع شود میشد سالها ، و عمری به هیچ گذشت و غافل از آنکه برای لحظه ای هم توجه به آن طرف نداریم .
برگرفته از :http://www.f-basirat.blogfa.com/
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ساعت 11:26 موضوع سایر موضوعات | لینک ثابت

بسم رب فاطمه...
خوب اینم همون وعده ای که داده بودم..البته با کمی تاخیر! بی مقدمه میرم سر اصل مطلب:
مانع اصلی الگو نگرفتن از حضرت فاطمه که برطرف کردنش ما را در حرکت به سوی شبیه شدن به اون حضرت کمک میکنه اینه که ما باید دید خودمونو مثل ایشون بکنیم...یعنی چه؟ الان میگم:
ببیین تو موفقیت رو چطور تعریف میکنی؟اصلا موفقیت رو در چی میدونی؟ کمی بیشتر از زیاد ، تو جوابش فکر کن،اونقدر جوابش مهمه که نوع پاسخ دادن بهش در سرنوشتمون تاثیر تمام داره.بعد از جواب خودت اونو با جواب حضرت زهراء مقایشه کن؟
تو باید این مساله رو ریشه ای حل کنی و حلش هم به اینه که بینشت با بینش کسی که قراره الگوی تو باشه یکی باشه.....
اگه او به سعادت دائمی فکر میکنه و تو به خوشیهای زودگذر....
اگه او به راضی کردن خدا فکر میکنه و تو به راضی کردن مردم....
اگه او دنیا را محل امتحان و سختی میدونه و تو دنیا را محل رسیدن به آسایش و تن پروری
اگه او خودش رو در مقابل خدا به خاک میندازه و تو حتی احساس خضوع در مقابلش نداری...
اگه.....
اگه.....
و هزارن اگه دیگه....
تو چطور میتونی به او اعتماد کنی و به حرفش گوش بدی و پا روی جای پای او بذاری؟
پ.ن : ما همیشه تو سفر سوار ماشینی میشیم که راننده اون با ما هم مقصد باشه،این طور نیست؟ پس با فاطمه هم مقصد شو تا با او همراه بشی،اونوقت دیگه برای شونه خالی کردن از حرفاش،نه تنها بهونه نمی گیری،بلکه شیدای او خواهی شد.
.....در پناه چادر خاکی مادرم فاطمه.....
برگرفته از : http://dokhtar-chadori.blogfa.com
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در شنبه 9 اردیبهشت1391 ساعت 13:49 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت

بعد از مدتها میخوام به بهانه این ایام آپ متفاوتی داشته باشم..امروز میخوام راه و رسم فاطمه شدن رو با هم یاد بگیریم.امید است مورد قبول واقع شود.در ضمن در اینجا از تمامی دوستانی که در این مدت نسبتا طولانی یار همیشگی بوده و مطالب را دنبال کرده اند نهایت تشکر و قدردانی را دارم.
بی مقدمه میرم سر اصل مطلب:
شاید تو خیلی از جاها شنیده باشید و یا خونده باشید که الگوی ما حضرت فاطمه است!!
باید بگم که الگو پذیری ما از حضرت فاطمه(س) فقط یه ادعاست و در عمل اکثر ما پیاده ایم! اشکال کار اینجاست که معصوم بودن و دختر پیغمبر بودن ایشون مانع و (بهونه ی ) پیروی نکردن از ایشونه!
نکته اول: اگه کسی که تو کنکور اول شده یه دفعه باهات تماس بگیره و بگه میخوام راه و راز اول شدنم رو بهت بگم تا تو هم موفق بشی چیکار میکنی؟ میدونم هیچ کدوم از ما این حرف احمقانه رو نمی زنه که: ببخشید شما چون اول شدید من از راهنمایی شما استفاده نمی کنم،بلکه برعکس،همه ما دنبال کسی هستیم که فوت و فن موفقیت رو به ما نشون بده...
حالا خودت بگو اول بودن و معصوم بودن فاطمه یه مانعه یا یه فرصت؟
نکته دوم: کی میگه هر کسی که باباش خوب بود حتما خودش هم خوبه!نمیگم به پسر نوح نگاه کن که برعکس بابای خویش شد میگم یه چرخی تو اطراف خودبزنیم تا به این حکمت برسیم که:
گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
درسته پدر و مادر خوب،زمینه خوب بودن رو مهیاتر میکنه،اما...!!!! اما همه چیز به اراده و تصمیم تو بنده و البته حرکت با بصیرت و معرفت.
در حقیقت تو این پست میخوام راز مهم و علت مخفی عدم پیروی از حضرت فاطمه رو که پس از مدت ها فکر و مطالعه و مشورت ،با لطف بی دریغ خدای رئوف به اون رسیدم رو به شما بگم:
و اون اینه که:...............................
پ.ن: به علت طولانی شدن این پست وعده ما روز شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه....
.در پناه چادر خاکی مادرم فاطمه.
برگرفته از : http://dokhtar-chadori.blogfa.com
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در شنبه 9 اردیبهشت1391 ساعت 13:48 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت

نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ساعت 11:39 موضوع حجاب | لینک ثابت
ای دخـــت گــرامـی پـیمبر
ای سرّ رســول در تو مـضمر
در بـیت شریف وحی، خاتون
بــر چــرخ رفــیع مَجد اختر
ای شبه نبی به خلق و اوصاف
ای نــور مـجسّــم مــصـوّر
ای خـــادم خــانه تـو حوّا
....
نوشته شده توسط واحد فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی تفت در پنجشنبه 31 فروردین1391 ساعت 14:0 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اداره تبلیغات اسلامی شهرستان تفت
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
سایر موضوعات
ارتباط باما
آیات و روایات
سیاسی
مناسبت ها
اخبار
تصاویر
لطیفه
مهدویت
علمی
احکام
فواید ماهواره
حجاب
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY